آیا ازدواج برای زنان معامله بدی است؟ – کلینیک روانشناسی آوان

کلینیک روانشناسی و مشاوره ایوان – در سال های اخیر این گزاره که «ازدواج باعث کاهش نشاط زنان می شود» بارها در شبکه های اجتماعی و حتی در تعدادی از مطالعات عمومی تکرار شده است. برخی پا را فراتر گذاشته و ازدواج را یک معامله بد برای زنان توصیف کرده اند. معامله ای که در آن زنان بیشتر از برنده شدن ضرر می کنند. اما آیا این ادعا پشتوانه علمی دارد؟ و مهمتر از آن، آیا می توان بدون در نظر گرفتن زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به چنین نتیجه ای رسید؟
برای پاسخ به این پرسش، نگاهی به یافته های روانشناسی و جامعه شناسی و بررسی واقعیت های زیسته زنان در جامعه ایران ضروری است.
یافته های تحقیق چه می گوید؟
در بسیاری از مطالعات بین المللی، افراد متاهل به طور متوسط سطح بالاتری از رضایت از زندگی را نسبت به افراد مجرد گزارش کرده اند. با این حال، این تصویر ساده نیست، زیرا کیفیت رابطه نقش تعیین کننده ای دارد. ازدواجی پر از درگیری، بی عدالتی، خشونت یا نابرابری می تواند سلامت روان را به طور جدی تهدید کند.
برخی مطالعات نشان داده اند که مردان متاهل به طور متوسط از نظر شاخص های سلامت جسمی و روانی از ازدواج سود بیشتری می برند، در حالی که برای زنان کیفیت رابطه و توزیع مسئولیت ها از عوامل تعیین کننده تری است. به عبارت دیگر، برای بسیاری از زنان «خود ازدواج» خوشایند نیست، بلکه «نوع ازدواج» مهم است.
بنابراین، جمله «ازدواج باعث کاهش نشاط زنان می شود» یک تعمیم افراطی است. آنچه می تواند شادی را کاهش دهد، تجربه یک رابطه نابرابر، کنترل کننده یا فرسایشی است، نه جوهره پیوند زناشویی.
برای درک وضعیت زن در ازدواج نمی توان از بافت فرهنگی ایران چشم پوشی کرد. در بسیاری از خانواده های ایرانی، هنوز انتظارات سنتی از نقش های جنسیتی وجود دارد:
- زن به عنوان مسئول اصلی خانه داری و تربیت فرزندان شناخته می شود، حتی اگر شاغل باشد.
- از زنان انتظار می رود خانواده را در اولویت قرار دهند.
- ابراز خستگی یا نارضایتی ممکن است به عنوان “ناسپاس” یا “تحمل” برچسب گذاری شود.
در چنین شرایطی، بسیاری از زنان با «دو شیفت کاری» زندگی می کنند. یک شیفت در محل کار و یک شیفت در خانه. این فشار مضاعف می تواند منجر به فرسودگی ذهنی، کاهش رضایت زناشویی و حتی افسردگی شود.
اگر ازدواج به معنای افزایش بار مسئولیت بدون افزایش حمایت عاطفی باشد، طبیعی است که تجربه رفاه و نشاط کاهش می یابد. بنابراین مشکل اصلی ساختار نابرابر نقش هاست نه خود ازدواج. (مقاله پیشنهاد می شود دو باوری که باید قبل از ازدواج فراموش کنید بخوانید.)
بار ذهنیبار ذهنی) و خستگی پنهان زنان
یکی از مفاهیمی که در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته «بار ذهنی» است. بار ذهنی به مسئولیت برنامه ریزی، هماهنگی و پیش بینی امور خانه و خانواده اشاره دارد. اثری که اغلب نامرئی است اما انرژی ذهنی زیادی مصرف می کند.
در بسیاری از خانواده های ایرانی، حتی اگر مردان در انجام برخی از کارهای خانه مشارکت داشته باشند، باز هم مدیریت کلی امور بر عهده زنان است، مانند: یادآوری واکسیناسیون، برنامه ریزی مهمانی، خرید مایحتاج، پیگیری تکالیف مدرسه و ….
این بار روانی مداوم می تواند احساس «تنهایی در مسئولیت» ایجاد کند. احساسی که ارتباط مستقیمی با کاهش رضایت و افزایش استرس دارد.
یکی دیگر از عوامل مهم در تجربه زنان از ازدواج که می تواند فرسودگی پنهان را تشدید کند، عدم استقلال اقتصادی و ضعف قدرت تصمیم گیری است. در جامعهای که فرصتهای شغلی برای زنان محدودتر است یا شکاف درآمدی وجود دارد، وابستگی مالی میتواند منجر به کاهش قدرت چانهزنی و احساس ناتوانی شود.
زمانی که زن احساس کند نقش برابری در تصمیمات مهم زندگی ندارد یا به دلیل وابستگی مالی مجبور به تحمل شرایط نامطلوب می شود، ازدواج می تواند به یک تجربه محدودکننده تبدیل شود.
از سوی دیگر، تحقیقات نشان می دهد که زنانی که استقلال مالی و حمایت از همسر خود دارند، رضایت زناشویی بالاتری را تجربه می کنند. بنابراین متغیرهای ساختاری مانند اشتغال، امنیت اقتصادی و عدالت نقش اساسی در تصمیم گیری دارند. (مقاله پیشنهاد می شود تسلط، استقلال و اقتدار بخوانید.)
فشار اجتماعی، تغییر نسل و تضاد انتظارات
در فرهنگ ایرانی، ازدواج هنوز یک هنجار اجتماعی قدرتمند است. بسیاری از زنان، به ویژه در شهرهای کوچکتر، با فشار مستقیم یا غیرمستقیم برای ازدواج مواجه هستند. گاهی این فشار باعث می شود که فرد قبل از آمادگی ذهنی یا بدون دانش کافی وارد رابطه شود.
ازدواجی که به دلیل ترس از تنهایی، قضاوت اجتماعی یا نگرانی خانوادگی شکل گرفته است احتمالاً پایه های شکننده تری دارد. در چنین مواردی، اگر رابطه با انتظارات فرد مطابقت نداشته باشد، ممکن است احساس پشیمانی یا ناامیدی تشدید شود. در چنین شرایطی این تصور شکل می گیرد که «ازدواج یک معامله بد بود»، در حالی که شاید مشکل در کیفیت انتخاب و شرایط تصمیم گیری بود.
زنان نسل جدید ایران (به ویژه در شهرهای بزرگ) با ارزش هایی مانند استقلال فردی، تحقق شغلی و برابری جنسیتی بزرگ شده اند. در عین حال، بسیاری از مردان یا خانواده ها هنوز الگوهای سنتی را دارند و این شکاف ارزشی می تواند منجر به درگیری های مکرر شود. زنی که خود را فردی مستقل میبیند اما در چارچوبی محدودکننده قرار میگیرد، ممکن است احساس خفگی یا بیتوجهی کند.
از منظر روانشناسی، ناهماهنگی بین «خود واقعی» و «نقش تحمیلی» یکی از منابع مهم است. اضطراب و نارضایتی. بنابراین اگر ازدواج به معنای از دست دادن هویت فردی باشد، تجربه نشاط کاهش می یابد. (مقاله پیشنهاد می شود سیگنال های خاموش نارضایتی از رابطه بخوانید.)
آیا مجرد بودن نشاط آورتر است؟
این که آیا مجرد بودن برای خانم ها نشاط آورتر است یا خیر، پاسخ قطعی و یکسانی وجود ندارد. تحقیقات روانشناختی نشان میدهد آنچه بیش از وضعیت تأهل بر شادی تأثیر میگذارد، کیفیت روابط و احساس معنا در زندگی است. برخی از زنان در چارچوب یک ازدواج سالم، حمایت عاطفی و ثبات روانی بیشتری را تجربه می کنند و این به افزایش رضایت از زندگی آنها کمک می کند. از سوی دیگر، ازدواج های پرتنش یا نابرابر می تواند سطح استرس و فرسودگی روحی را افزایش داده و نشاط را کاهش دهد.
از سوی دیگر، برای بسیاری از زنان، مجرد بودن می تواند با احساس استقلال، آزادی در تصمیم گیری و فرصت رشد شخصی همراه باشد. زنانی که به انتخاب خود مجرد می مانند و دارای یک شبکه حمایتی قوی از دوستان و خانواده هستند، اغلب سطوح خوبی از رضایت و سرزندگی را تجربه می کنند. احساس کنترل بر زمان، شغل، روابط اجتماعی و مسیر زندگی می تواند منبع مهمی از انرژی ذهنی باشد.
با این حال، مجرد بودن خالی از چالش نیست. در جوامعی که ازدواج یک هنجار قوی اجتماعی است، زنان مجرد ممکن است با فشارهای فرهنگی یا احساس تنهایی مواجه شوند. فقدان یک رابطه صمیمانه پایدار نیز می تواند منجر به کاهش احساس امنیت عاطفی در برخی افراد شود. بنابراین تجربه مجرد بودن بسیار به شرایط فردی و اجتماعی هر زن بستگی دارد. (مقاله پیشنهاد می شود مگر می شود تنها زندگی کرد و تنها نبود؟ بخوانید.)
چه زمانی ازدواج می تواند یک تجربه مثبت برای زنان باشد؟
ازدواج زمانی می تواند منبع رشد و نشاط باشد که:
- رابطه باید بر اساس احترام و برابری باشد.
- مسئولیت ها را عادلانه تقسیم کنید.
- هر دو نفر امکان پیشرفت شخصی و حرفه ای را دارند.
- باید گفتوگوی سالم و حل و فصل مناقشه سازنده وجود داشته باشد.
- به مرزهای فردی احترام بگذارید.
در چنین شرایطی ازدواج می تواند احساس تعلق، امنیت عاطفی و حمایت روانی ایجاد کند. عواملی که ارتباط مستقیمی با سلامت روان دارند.
بازتعریف “معامله”
شاید خود کلمه “معامله” مشکل ساز باشد. وقتی ازدواج را یک معامله می بینیم، ناخواسته آن را به یک مبادله بر اساس سود و زیان تقلیل می دهیم. اما از منظر روانشناسی، یک رابطه سالم بیشتر یک «همکاری» یا «مشارکت» است.
در یک مشارکت سالم، هر دو نفر رشد می کنند. اما در یک رابطه نابرابر، یکی فرسوده می شود و دیگری سود می برد. اگر برخی از زنان ازدواج را به عنوان یک معامله بد تجربه می کنند، اغلب به دلیل نابرابری ساختاری، فشار اجتماعی و عدم مهارت های ارتباطی است.
مسئله ازدواج نیست، کیفیت و ساختار آن است
آیا ازدواج باعث کاهش شادی زنان می شود؟ پاسخ کوتاه “ذاتا” نیست. اما وقتی نقشها نابرابر هستند، حمایت عاطفی وجود ندارد، استقلال فردی محدود است و فشار اجتماعی جای انتخاب آگاهانه را میگیرد، ازدواج میتواند به تجربهای خستهکننده تبدیل شود. در جامعه ایران، بهبود تجربه زنان از ازدواج مستلزم تغییرات چند سطحی مانند آموزش مهارت های ارتباطی، بررسی نقش های جنسیتی، حمایت از اشتغال زنان و کاهش فشارهای فرهنگی برای تصمیم گیری های عجولانه است.
بالاخره نشاط زنان نه در «ازدواج» تضمین می شود و نه در «ازدواج نکردن». طراوت و سرزندگی در امکان انتخاب آگاهانه، رابطه برابر و حفظ هویت فردی معنا می یابد.
شاید به جای این که بپرسید “آیا ازدواج معامله بدی است؟” بهتر است بپرسیم چگونه می توان ازدواج را به یک مشارکت عادلانه و در حال توسعه تبدیل کرد؟
این پرسش راه را برای گفتگوی سازنده تر در جامعه باز می کند. گفت وگویی که نه ازدواج را تقدیس می کند و نه محکوم می کند، بلکه بر کیفیت، آگاهی و برابری متمرکز است.
پیشنهاد می شود که تست های شخصیت کلینیک روانشناسی ایوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار می گیرد برای شناخت و شناخت بیشتر خود از آن استفاده کنید.
مطالب مشابه:
منبع: کلینیک آوان



