رابطه و ازدواج

چرا با وجود تلاش زیاد، پیشرفت نمی‌کنیم؟ – کلینیک روانشناسی آوان

کلینیک روانشناسی و مشاوره ایوان – تقریباً همه ما دوره هایی را در زندگی تجربه کرده ایم که احساس می کنیم “سخت تلاش می کنیم، اما پیشرفت نمی کنیم.” ساعت‌ها کار می‌کنیم، برنامه‌ریزی می‌کنیم و حتی خسته‌تر از همیشه هستیم، اما نتیجه‌ای که انتظار داریم به دست نمی‌آید. این تجربه آنقدر رایج است که می توان گفت مشکل از «کم کاری» نیست; مشکل عمیق تر از میزان تلاش است. پیشرفت صرفاً فشار بیشتر نیست، به جهت، کیفیت و شرایط آن تلاش بستگی دارد.

اولین دلیل مهم این است که مشغول بودن را با موثر بودن اشتباه بگیرید. اکثر ما روزهای پرمشغله ای داریم، اما مشغله بودن لزوما به معنای پیشرفت نیست. وقتی زمان ما صرف کارهای فوری اما کمتر مهم می شود، احساس می کنیم درگیر هستیم اما در واقع روی چیزهایی کار نمی کنیم که زندگی یا مسیر شغلی ما را تغییر دهد. پاسخ دادن به پیام‌ها، انجام وظایف و اصلاح جزئیات بی‌پایان همگی می‌توانند زمان ما را بدون نزدیک‌تر کردن به هدف اصلی پر کنند. پیشرفت واقعی معمولاً از کار سخت، عمیق و گاهی مبهم ناشی می شود. اقداماتی که نتایج آن بلافاصله قابل مشاهده نیست.

عامل دوم نداشتن جهت مشخص است. تلاش بدون جهت مانند دویدن روی تردمیل است. خسته می شویم اما حرکت نمی کنیم. بسیاری از مردم دقیقاً نمی دانند چه می خواهند. آنها می دانند که می خواهند “موفق تر شوند” یا “بهتر زندگی کنند”، اما اینها اهداف نیستند، بلکه آرزوهای کلی هستند. وقتی هدف مشخص، قابل اندازه‌گیری و محدود به زمان نباشد، مغز نمی‌داند انرژی را کجا متمرکز کند. در نتیجه تلاش پراکنده و خروجی کم است.

سوم، به جای برنامه، روی نتیجه تمرکز کنید. ما اغلب به نتیجه نهایی فکر می کنیم، مانند قبولی در امتحان، ارتقاء شغلی، درآمد بیشتر، تناسب اندام و … اما نتایج حاصل برنامه ریزی روزانه است. اگر برنامه ما ناقص باشد، تلاش بیشتر ما را خسته تر می کند. مثلاً فردی که می خواهد زبان بیاموزد، اگر فقط چند ساعت با انگیزه زیاد مطالعه کند اما برنامه روزانه ثابتی نداشته باشد، پیشرفتش کند و ناپایدار خواهد بود. طرح‌های کوچک، پایدار و قابل تکرار بسیار قوی‌تر از امواج کوتاه انگیزه هستند. (مقاله پیشنهاد می شود برای چه چیزی طراحی شده اید؟ بخوانید.)

عامل مهم دیگر فرسودگی روحی و روانی است. گاهی اوقات خیلی تلاش می کنیم، اما از درون خالی هستیم. استرس مزمن، نگرانی های مالی، فشار خانواده یا احساس بی ارزشی می تواند انرژی ذهنی ما را کاهش دهد. در این صورت حتی اگر ساعت ها کار کنیم، کیفیت تفکر، خلاقیت و تصمیم گیری کاهش می یابد. ما فقط “انجام می دهیم” اما “ترویج” نمی کنیم. پیشرفت نیاز به ذهن نسبتا آرام و ظرفیت ذهنی دارد. استراحت، خواب کافی و مراقبت از سلامت روان تنبلی نیست. زیرساخت موثر است.

ترس از اشتباه و کمال گرایی یکی دیگر از موانع بزرگ است. افراد کمال گرا معمولا سخت کار می کنند، اما پیشرفت آنها کند است زیرا زمان زیادی را صرف آماده سازی، اصلاح جزئیات یا انتظار برای موقعیت عالی می کنند. در جایی که رشد واقعی اتفاق می افتد، کمتر احتمال دارد اقدامات جسورانه انجام دهند. بهبود اغلب در حوزه اشتباه کردن، گرفتن بازخورد و رفع سریع اتفاق می افتد. اگر بیش از حد به کمال بچسبیم، یادگیری را کند می کنیم. (مقاله پیشنهاد می شود فرار از دام کمال گرایی; ۷ نشانه و ۷ راه حل بخوانید.)

دلیل دیگر محیط نامناسب است. انسان ها فکر می کنند پیشرفت کاملاً داوطلبانه است، اما محیط نقش بسیار قوی ایفا می کند. اگر با حواس‌پرتی، افراد منفی یا فرهنگ کاری ناسالم احاطه شویم، حتی با تلاش زیاد، انرژی ما هدر می‌رود. محیط خوب رفتار درست را آسان می کند. محیط بد رفتار درست را سخت می کند. گاهی اوقات پیشرفت نکردن نشانه ضعف فردی نیست، بلکه نشانه این است که در زمینی بازی می کنیم که برای رشد ما طراحی نشده است.

مقایسه مداوم با دیگران اثر مخربی دارد. وقتی دائماً خودمان را با خروجی دیگران اندازه می‌گیریم، حتی اگر از گذشته خود پیشرفت کرده باشیم، احساس عقب‌ماندگی می‌کنیم. این احساس بی کفایتی انگیزه سالم را به فشار ناسالم تبدیل می کند. در این صورت تلاش ما از میل به رشد نیست، بلکه از ترس عقب افتادن است. چنین تلاشی پایدار نیست و اغلب منجر به خستگی و دلسردی می شود. (مقاله پیشنهاد می شود ۷ استراتژی موثر برای غلبه بر مقایسه خود با دیگران بخوانید.)

نکته مهم دیگر درس نگرفتن از تجربیات است. برخی از افراد سال ها تلاش می کنند، اما راه خود را تغییر نمی دهند. اگر چیزی جواب نداد، ادامه دادن همان مسیر با شدت بیشتر معمولاً نتیجه متفاوتی به همراه نخواهد داشت. پیشرفت نیاز به بازبینی منظم دارد: چه کار کرد؟ چه چیزی را نداد؟ کجا وقت تلف شد؟ کجا بیشترین تاثیر را دیدم؟ بدون این بازخورد، تلاش ما اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد.

همچنین، پراکندگی انرژی بین چندین هدف، پیشرفت را کند می کند. ما انسان ها ظرفیت محدودی برای تمرکز عمیق داریم. وقتی همزمان می خواهیم در محل کار، مدرسه، ورزش، رسانه های اجتماعی و پروژه های جانبی برتر باشیم، انرژی ما تلف می شود. نتیجه این است که ما در همه چیز «متوسط» می مانیم. پیشرفت جدی معمولاً از تمرکز بر چند اولویت اصلی و نه گفتن به بقیه حاصل می شود. (مقاله پیشنهاد می شود درس هایی از مارکوس اورلیوس برای دنیای مدرن بخوانید.)

در نهایت باید این را بپذیریم پیشرفت همیشه خطی و قابل مشاهده نیست. گاهی اوقات ما در حال ساخت زیرساخت هایی هستیم که هنوز نتایج خارجی ندارند. یادگیری، تغییر طرز تفکر، ایجاد عادات جدید؛ اینها در ابتدا دیده نمی شوند. اما بسیاری از جهش های بزرگ پس از دوره های طولانی “رشد نامرئی” رخ می دهد. مشکل این است که ما اغلب این دوره‌ها را با «تقصیر» اشتباه می‌کنیم و ناامید می‌شویم.

  1. بنابراین مسئله اصلی این نیست که “چرا به اندازه کافی تلاش نمی کنم؟” در عوض، سوال بهتر این است:
  2. آیا تلاش من در جهت درست است؟
  3. آیا روی کار موثر تمرکز می کنم؟
  4. آیا من یک برنامه پایدار دارم یا فقط امواج انگیزه است؟
  5. آیا به اندازه کافی استراحت می کنم و تجدید نظر می کنم؟

پیشرفت واقعی ترکیبی از تلاش هوشمندانه، جهت روشن، برنامه های پایدار، محیط مناسب و مراقبت از خود است. وقتی این عناصر کنار هم جمع شوند، تلاش کمتر می تواند نتایج بیشتری به همراه داشته باشد. گاهی اوقات پیشرفت با تغییر مسیر حاصل می شود، نه با تلاش بیشتر.

پیشنهاد می شود که تست های شخصیت کلینیک روانشناسی ایوان که به صورت رایگان در اختیار شما قرار می گیرد برای شناخت و شناخت بیشتر خود از آن استفاده کنید.

مطالب مشابه:

به این محتوا امتیاز دهید

منبع: کلینیک آوان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا